محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

624

تحفه خانى ( فارسى )

بعد از خوردن طعام به خوردن آب ترب جوشيده با سكنجبين و ديگر تنقيه بدن از خلط بلغم بادويه مختصه به آن خلط مثل تربد بجوف تراشيده چرب كرده و مثل او آنچه مخرج بلغم است و استعمال مجففات از ماكول و مشروب و آلوده كردن مو بقطر آن و چهار ساعت صبر بايد كرد بحمام بايد درآمد و خود را و موى را بايد شست و مثل روغن قسط و روغن سياه‌دانه و روغن حنظل و امثال اينها ماليدن موجب آنست كه موى زود سفيد نشود . [ 234 ] مقاله در بيان صلع كه مراد به اين علت ريختن موى سر است و سبب او يا افراط يبوست است كه سبب آن موى غذاى خود نمىيابد و يا تخلل مسام است بدين سبب ماده موى محتبس نمىشود تا موى متكون شود و يا بسبب انسداد مسام است كه از مانع است و آنچه سبب او يبوست است او را علاج و فلاح ازو مشكل است و آنكه انسداد است علاج او سعى در تحلل است و دخول حمام و استعمال اشياى منبة و رويانيدن مويست . [ 235 ] مقاله در بيان كلف و نمش و برش و دم‌ست كه از امراض جلد است و ببايد دانست كه وجود علل مذكوره بسبب انفتاح دهنهاى عرق ليفى است بس محتقن مىشود و تحت جلد مىماند بر وجهى كه لون و شكل جلد از حال خود مىگردد و آنچه تغير بجانب . . . دارد آن را نمش مىنامند و آنچه بجانب سودا مايل است آن را برش مىنامند و آنچه آميخته از